دوقولوها

چرا دوقلوهای كاملاهمسان اثر انگشت كاملایكسانی ندارند؟

    بیایید دو دوقلو را فرض كنیم كه از همه نظر به هم شبیه اند تا حدی كه ممكن است پدر و مادرشان هم گاهی متوجه نشوند كدام به كدامند. می توانید تصور كنید تاكنون چند دوقلو وجود داشته اند كه پیش از این كه بزرگ شده و اسم خود را یاد بگیرند از سوی مادر و پدرشان اشتباه گرفته شده و نام هایشان جابه جا شده است؟ اینها دوقلوهایی هستند كه ژن مشتركی را به ارث برده اند. در واقع آنها دستورات ژنتیكی خود را ازDNA مشتركی دریافت كرده اند. این كدهای ژنتیكی بسیاری از مشخصات اخلاقی، ظاهری و فیزیولوژیكی ما را ترسیم می كنند: شكل ظاهری، رنگ چشم و مو، چپ دست یا راست دست بودن؛ اما برخی دیگر از مشخصات هستند كه به طور مستقیم ازDNA استخراج نمی شوند. به عبارت دیگر دوقلوهایی كه از یك فرمان ژنتیكی الگو گرفته اند، سلول به سلول با هم منطبق نیستند. اثر انگشت هم یكی از این ویژگی هایی است كه عینا شكل خود را از الگوی ژنتیكی نمی گیرد، بلكه به شیوه ای تقریبا تصادفی شكل می گیرد. در واقع وقتی جنین درون رحم در حال رشد است اثر انگشت نیز شروع به شكل گیری می كند و تحت تاثیر پارامترهای دیگری مانند نوسان سطح هورمون های دریافتی شكل می گیرد. این اتفاق به طور مشابه برای كك و مك صورت یا خال های سیاه پوستی هم می افتد و دوقلوهای كاملایكسان ممكن است خال های متفاوتی داشته باشند...





    اما اگر دانش شبیه سازی و كلونینگ پیشرفت كند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا انسان های فرضی كلون شده اثر انگشت یكسانی خواهند داشت؟ آیا می توان شرایط رشد جنین در آنها را به طوری كنترل كرد كه همه عوامل به طور مشابه كپی شود یا این كه هر كاری هم كه بكنیم باز طبیعت اثر خود را بر این كپی ها خواهد گذاشت؟

چرا دوقلوها به هم می چسبند؟

دوقلوهای به هم چسبیده شکل نادری از دوقلوها هستند که در هر 40 هزارتولد، یک مورد از آنها بروز می کند. اما تنها یک مورد از هر 200 هزار تولد زنده دوقلوی به هم چسبیده هستند. دوقلوها از یک سلول تخم واحد به وجود می آیند. این سلول تخم در دوقلوهای طبیعی به دوتوپ سلولی یک انسان کامل را به وجود می آورد. درهنگام تشکیل جنین طبیعی، هرسلول می داند که باید درکجای بدن قرار گیرد. این قدرت تشخیص به کمک سلول های همسایه و از طریق ترشح مواد شیمیایی مخصوص ایجادمی شود. بنابراین، سلول پوست به خوبی می داند که چه نوع سلولی است و به کدام قسمت از بدن تعلق دارد. در دوقلوهای  به هم چسبیده، سلول های جنینی درتصمیم گیری دچار سردرگمی می شوند. پیام های شیمیایی نیز به این سلول های سردرگم کمک چندانی نمی کنند. نتیجه نهایی چنین رخدادی بسیار حیرت انگیز است:  تولد یک موجود زنده با دوسر، دو قلب یا چهار دست و پا وحتی دوانسان به هم چسبیده به نام دوقلوهای سیامی. ازآنجا که دوقلوهای به هم چسبیده هردو از یک سلول تخم به وجود می آیند، دارای یک جنسیت هستند. سلول تخم تشکیل دهنده جنین، پس از گدشت دوهفته از لقاح، شروع به تقسیم شدن به دوجنین مجزا می کند. اگر این روند پیش از کامل شدن تقسیم متوقف شود، سلول تخمی که هنوز به طور کامل تقسیم نشده به رشد خود ادامه می دهد و درنتیجه دوقلوهای به هم چسبیده ایجاد می شوند. عوامل متعددی در تشکیل دوقلوهای به هم چسبیده دخیل اند، نظیر وراثت، محیط وداروها.

تولد دوقلوهای به هم چسبیده بسیار پرخطر است. درحدود 40 تا 60 درصد این تولدها به مرده زایی منجر می شود و حدود 35 درصد آنان فقط یک روز زنده می مانند. به طور کلی، شانس بقا دراین دوقلوها 5 الی 25 درصد گزارش شده است. براساس اسناد تاریخی، از حدود 500 سال قبل تاکنون، بیش از 600 جفت دوقلوی به هم چسبیده در سراسر جهان به حیات خود ادامه داده اند. در حدود 70 درصد از این دوقلوهای به هم چسبیده دختر بوده اند. به طور کلی، می توان گفت نسبت زن به مرد دراین دوقلوها سه به یک است. بیشترین تعداددوقلوهای به هم چسبیده در افریقا و هند و کمترین موارد ازاین نوع در چین و امریکا مشاهده  شده است. همچنین تاکنون هیچ گزارشی از تولد سه قلو یا چهارقلوی به هم چسبیده درجهان به دست نیامده است.
تقسیم بندی دوقلوهای به هم چسبیده

چندین نوع مختلف از دوقلوهای به هم چسبیده در سراسر دنیا وجود دارند. پزشکان این افراد را به انواع متقارن و قرینه و نامتقارن و غیر قرینه تقسیم می کنند. دراین طبقه بندی وجه افتراق دوقلوهای به هم چسبیده براساس محل اتصال آنها به یکدیگر است.

کرانیوپاگوس   (Craniopagus ):   واژه یونانی پاگوس به معنای اتصال یافته است. کرانیوم نیز به معنای قسمت فوقانی سر یا جمجمه است. این دوقلوها ازناحیه سر به هم اتصال یافته اند. فراوانی این موارد در حدود 2 درصد است. جداسازی دوقلوهای کرانیوپاگوس یکی از دشوارترین و پیجیده ترین عمل های جراحی محسوب می شود. پیشرفت علم پزشکی باعث شده است که 35 جفت ازاین نوع دوقلوها باعمل جراحی ازهم جدا شوند. مثال این قبیل دوقلوهای لیتوانی است که درسال 1989 با موفقیت ازهم جدا شدند.

توراپاگوس  (Thoraopagus):  این گروه شایع ترین نوع اتصال در دوقلوهای به هم چسبیده است وحدود 35 تا 40 درصد موارد را شامل می شود. دوقلوهای توراپاگوس در قسمتی از قفسه سینه مشترک هستند. گاه ممکن است قلب یا عضوی دیگر نیز در آنها مشترک باشد.

پیگوپاگوس  (Pygopagus):  دراین نوع  چسبندگی، دوفلوها پشت به پشت هم قرار می گیرند و معمولا از ناحیه باسن به هم می چسبند. این گروه درحدود 20 درصد از موارد دوقلوهای به هم چسبیده را شامل می شود.

ایسکیوپاگوس (Ischiopagus):   حدود 6 درص از دوفلوهای به هم چسبیده دراین گروه قرار دارند. این دوقلوها از ناحیه تحتانی ستون مهره ها به یکدیگر چسبیده اند.

امفالوپاگوس  (Omphalopagus):   این  گروه 34 دصد موارد را تشکیل می دهد. دوقلوهای  

دی سفالوس   (Dicephalus):  این دوقلوها یک بدن و دوسر و گردن دارن