تصویری از واقعیت های تلخ تهران است / پسیانی: سالهاست که دیگر نقش های متفاوت هیجان زده ام نمی کند


مجله سی نت:   سیروس مقدم در نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی "زیر هشت" شاخصه این مجموعه تلویزیونی را روایت زنجیروار حوادث تلخ تهران دانست.

برگزاری نشست درباره مجموعه پر سر و صدای این روزها در شرایطی در دستور کار خبرگزاری سینمای ایران قرار گرفت که برآیند سلسله مصاحبه هایی که با برخی از صاحب نظران پیرامون فضای تلخ این سریال داشتیم در نهایت به این مساله رسید که مجموعه "زیرهشت" در انعکاس واقعیت های اجتماعی و ارائه تصویر تهران منصفانه عمل نکرده است اما از آنجا که حق پاسخگویی را برای عوامل این مجموعه قایل بودیم فضا را جهت گفتگوی صمیمانه برای آنها فراهم کردیم و از حضور این عزیزان و فرصتی که در اختیار سینما پرس قرار دادند بی نهایت سپاسگزاریم؛ بد نیست که اشاره کنیم متن تنظیمی زیر با رعایت امانت و صداقت مطابق با گفته های عوامل حاضر در این نشست گردآوری شده است. نظر شما را به گزارش این نشست جلب می کنیم.

ضمن سپاسگزاری از حضور شما عزیزان در این نشست، سوالات را با آقای پسیانی آغاز می کنیم.

آقای پسیانی شما در سه کار سیروس مقدم یعنی "رستگاران"، "چهاردیواری" و "زیرهشت" حضور متفاوتی را تجربه کرده اید، آیا این تفاوت کاراکترها دلیل حضور متداوم شما در مجموعه های اخیر سیروس مقدم است یا همانگونه که خود آقای مقدم گفته اند تلاش ایشان برای شکستن تصویر بازیگری شما و ارائه قابی جدید از هنرنمایی شما علت توافق حرفه ای میان شما و مقدم است؛ سوال اینجاست که چقدر شکسته شدن این تصویر برای شما مهم است؟
پسیانی: اهمیت شکسته شدن تصویر فی نفسه هیچ ارزشی ندارد و مثل این می ماند که بگوییم یک گریمور خوب، گریموری است که هردفعه بازیگران را به یک شکل دیگر در بیاورد؛ اینها فقط به این بستگی دارد که شما چه چیزی به عنوان متن، گروه و کارگردان داشته باشید و البته برای من مهمتر از هر چیزی این است که با سیروس مقدم طی هجده ماه گذشته سه سریال گذرانده ام.
سیروس مقدم کار خود را بسیار خوب می شناسد و اهل بازی درآوردن برای کارگردانی نیست؛ به دلیل رابطه خوبی هم که با مقدم دارم دلیلی نمی بینم که دوباره یا سه باره با وی همکاری نکنم. البته شرایطی هست که آدم را کمی قلقلک می دهد و این کلمه قلقلک را به این علت به کار می برم که سال هاست نقش ها و فیلمنامه های متفاوت من را هیجان زده نمی کند اما وقتی تفاوت ها از نوع تفاوت هایی می شوند که پتانسیل ایجاد چالش بیشتر در داخل خود بازیگر را دارند انگیزه زیادی هم ایجاد نمی کنند.

اگر نقشی چالش زیادی برای شما ایجاد نکند اما کارگردان معتقد باشد شما از عهده نقش برمی آیید در آن زمان چگونه عمل می کنید؟
پسیانی: من خودم دچار دردسر و چالش می گردم و برای نمونه این مساله که تقی تاکسی با لهجه تهرانی صحبت نکند پیشنهاد خودم بود و با ساپورت همه جانبه آقای مقدم و خانم غفوری به انجام رسید و علت این بود که غیر از اینکه کارمان را به صورتی مناسب انجام دهیم، از آن لذت هم ببریم.

در بخشی از صحبت های ابتدایی خود اشاره کردید آقای مقدم بازی در نمی آورند، این بازی در نیاوردن برای بازیگر چه معنایی دارد؟
پسیانی: یعنی کار را در همان حد مورد نیاز به انجام می رساند وخودش را شرح نمی دهد بلکه به تشریح سریال می پردازد.

خیلی از فیلمسازان دیگر این کار را انجام می دهند؟
پسیانی: من فقط در این مورد صحبت کردم.

فضا برای افزودن مصالح به نقش در اختیارتان قرار می گرفت یا تحت هدایت کامل سیروس مقدم به زوایای نقش و شیوه شناساندن آن به مخاطب می رسیدید و برای مثال چگونه به لهجه تقی تاکسی رسیدید؟
پسیانی: در متن "چاردیواری" هیچ اشاره ای به آذری زبان بودن تقی تاکسی نشده بود بلکه این پیشنهاد خود من بود که مورد استقبال آقای مقدم و خانم غفوری قرار گرفت و در متن پرورانده شد، چون در درجه اول قرار نبود که تقی تاکسی آذری زبان باشد و راننده تاکسی بوده است؛ البته این کار ریسک هم داشت و ممکن بود به آذری زبان ها بربخورد چون وجهه ای کمیک داشت. در واقع انگیزه مان مشخص بود و از این نوع بیان برای شیرین شدن استفاده کردیم و قصد تمسخر کسی را نداشتیم.

شما چنین قصدی نداشتید اما برخی از مخاطبان این گونه برداشت می کنند مثل نقش یاور در "فاصله ها" که با اعتراض مواجه شده بود؟
پسیانی: من کار را ندیدم اما تصورم این است که مردم غریزه خیلی قوی دارند و به راحتی نیت آدم ها را پشت کارهای سینمایی تشخیص می دهند؛ فضا و آدم های "چاردیواری" نمود بیشتری در جامعه دارند و در واقع با عینک طنز به مسایل جدی نگریستیم و در خصوص تقی تاکسی نیز به دلیل مابه ازای خارجی آن در سطح جامعه مردم احساس نمی کنند که دارند مسخره می شوند.

من نگفتم مسخره بلکه یک سری از مخاطبان این حس برایشان ایجاد می شود؟
سیروس مقدم: این از تخصص های آقای پسیانی است که وقتی بر روی کاراکترهایی کار می کنند، شاخصه هایی به آن اضافه می کنند که برای تخصص، تجربه و مطالعه خودشان است، برای پیشینه بالایی است که در عرصه تئاتر به عنوان یک بیننده و یک اجراگر نقش داشته اند و برای مثال همین سرفه ها و نشانه هایی که از بیماری دارد باعث واقعی تر شدن امیرعلی عیوضی شده است.

آیا در پشت صحنه اتفاقی می افتد یا دودی به گلوی وی می رود که این قدر نقش عیوضی طبیعی از کار در می آید؟
پسیانی: خیلی لطف دارید، سرفه چیزی مثل راه رفتن، صحبت کردن و لبخند زدن است و همه این ها ابزارهایی است که باید درلحظه استفاده درستی از آن کرد و گاه می بینیم که خیلی از بازیگران حتی همین سرفه کردن را تصنعی بازی می کنند که نمی توان آنها را بازیگر دانست زیرا در بازیگری این موارد خیلی ابتدایی و پیش پاافتاده است و چیزهای مهمتری در بازیگری وجود دارد که همین موارد ممکن است باعث شود بازیگر مورد قبول تماشاگر واقع بشود یا نشود؛ برای مثال یکجور باور درونی، یکجور تمرکز خودجوش و حتی پیوسته در کار تصویر باید لحاظ شود چون برخلاف تصور و سوال همیشگی و کلیشه ای که تمرکز پیوسته برای تئاتر و تمرکز ناپیوسته مربوط به سینماست، باید توجه داشت که ممکن است در برخی از مواقع تمرکز ناپیوسته برای تئاتر باشد و تمرکز پیوسته برای سینما و جالب اینکه در "زیرهشت" برای درآوردن نقش عیوضی من برمبنای یک تمرکز پیوسته کار کردم و به ویژگی های بیماران ریوی توجه کردم.
وی در ادامه افزود: آقای مقدم و نعمت الله درباره کاراکتر عیوضی گوشزد می کردند که وی شخصیتی خویشتن دار است و بنابراین تصور من این بود اگر بعضی وقت ها با لبخندی همراه شود بد نیست.

از حیث بازیگری شما موقعیتی ممتاز در این گروه داشتید و حسین مهری بازیگر نقش عباس دیده نشده بود ...
بهرام: فکر کنم کار اولش بود.
پسیانی: نه کار دومش بود.

می خواهم بگویم بازیگری حرفه ای مثل شما در این داستان با بازیگری تازه کار و ناشناخته تقابل دارد، حضور مهری را چگونه ارزیابی می کنید؟
پسیانی: کار بازیگر وقتی سخت می شود که یک آدم نالایق روبرویش قرار بگیرد که همین فرد می تواند حرفه ای یا آماتور باشد....

یعنی تاثیری ندارد؟
پسیانی: ببین به تجربه بستگی دارد و طبیعی است که خانم بهرام و آقای جعفری تجربه ای را در کار بازیگری گذراندند که امکان برقراری ارتباط سریعتر و سهل تر اتفاق می افتد و طبیعی است برای بازیگران کم تجربه این برقراری ارتباط کمی سخت تر است و البته این به معنای برقرار نشدن ارتباط نیست چراکه حسین مهری بازی خوبی داشت و استعداد خودجوشی است که حتی چندین بار از سر تواضع از من سوال کرد که آیا لازم است راهنمایی اش کنم که در جواب گفتم نیازی نیست دست به ترکیب تو بزنم برای اینکه نقش را درست گرفتی و اجرا می کنی و مسیر را درست طی می کنی و هر راهنمایی که من بکنم به نظر نوعی پشت پاست.

خانم بهرام می خواستم بپرسم منیژه کیست و وقتی با این نقش روبرو شدید چه برداشتی از آن داشتید چون مشابه این نقش تا به حال در تلویزیون رویت نشده بود، زنی که در مظان اتهام خیانت قرار می گیرد و همسرش دارای تعصبات خیلی ویژه ای است، و به همین علت در یک فضای پارادوکسیکال گیر می کند و با یک شرایط جدیدی روبرو می شود که از زندگی گذشته اش فاصله زیادی دارد؛ در واقع این شخصیت خیلی بالا و پایین دارد و دچار یک سری تحولات و تطورات می شود؟ ضمن اینکه توضیح دهید چرا از مقاومت اولیه درباره پذیرش نقش به ایفای آن رسیدید؟
بهرام: من به دلایلی می خواستم مدتی طولانی از تلویزیون دور باشم و پیش از این هم شده بود که طرح های قابل تعمقی ارایه شود اما انتخابم این مدیوم نبود؛ در مورد این مجموعه نیز خبر اولیه را از امیر جعفری شنیدم که به من گفت آقای مقدم کاری در دست تولید دارند و برای یکی از نقش ها نیز روی تو حساب باز کرده اند اما چون شنیده ایم در تلویزیون کار نمی کنی، براب پیشنهاد تو به آقای مقدم مردد هستیم. بعد هم امیر جعفری حدود و صغور این نقش را تعریف کرد و با توجه به توضیحات وی حس کردم می توان تجربه هیجان انگیزی باشد اما باز هم به جعفری گفتم اجازه بده راه خودم را ادامه بدهم. پس از کش و قوسی به ملاقات آقای مقدم رفتم که همانجا به من گفتند اگر دوست دارم نام شخصیت عوض شود بگویم و جالب اینکه پس از ده سال از گذشت مجموعه "مسافر" باز هم با کاراکتری به نام منیژه در اثری از سیروس مقدم به نقش آفرینی پرداختم.
تاکید آقای مقدم در خواندن قسمت های ده به بعد بود و می گفتند متن را بخوان و بعد خودت پیشنهاد بده که چه کسی به جای تو این نقش را ایفا کند و با همین مطلب مرا برای ایفای نقش وسوسه کردند که البته به دلیل علاقه و احترامی که برای ایشان قائلم و لطفی که سر هر پروژه نسبت به من داشتند و از من دعوت به همکاری می کردند، سرانجام نقش منیژه را پذیرفتم.