پانته آ بهرام:

مجله سی نت:   پانته آ بهرام در نشست نقد و بررسی "زیر هشت" گفت: نه تنها قسمت ده به بعد بلکه قسمت های ابتدایی نیز این وسوسه را ایجاد می کرد که تو مدام درگیر اتفاقی و یک ثانیه هم هیچ کاراکتری آرام نمی گیرد و همینجوری اتفاق پشت اتفاق و یک به اصطلاح نوآری که درباره اش حرف زده می شود و به نظر من در تلویزیون نداشتیم دارد اتفاق می افتد.

ادامه نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی "زیر هشت" با حضور سیروس مقدم (کارگردان)، آتیلا پسیانی، پانته آ بهرام و کامران تفتی (بازیگران) را با هم می خوانیم:

پس منیژه خیلی نقش خوبی بود که توانست ...
بهرام: این دفعه هم خود نقش و هم تیمی که دیدم انتخاب شده، باعث شد تا فکر کنم بخواهم باشم و دیدم اگر نگویم تنها سریال چون من نمی توانم این ادعا را بکنم چرا که تلویزیون را دنبال نمی کنم ولی تا جایی که من دیدم و شنیدم کاری تا این اندازه پراتفاق و نوآر ندیده بودم یعنی نه تنها قسمت ده به بعد بلکه قسمت های ابتدایی نیز این وسوسه را ایجاد می کرد که تو مدام درگیر اتفاقی و یک ثانیه هم هیچ کاراکتری آرام نمی گیرد و همینجوری اتفاق پشت اتفاق و یک به اصطلاح نوآری که درباره اش حرف زده می شود و به نظر من در تلویزیون نداشتیم دارد اتفاق می افتد و این وسوسه بزرگی برای بازگشت دوباره به تلویزیون بود.

مفهوم خیانت در "چهارشنبه سوری" به زیبایی توسط خانم بهرام اجرا شده بود ...
بهرام: اونجا خیانتش مسلم بود.

در "زیر هشت" در مظان اتهام خیانت قرار می گیرد؟
بهرام: از جمله سوال هایی است که نمی دانم چرا بر روی آن تاکید داری، چون جواب سوال در سریال داده می شود و زوایای کاراکتر منیژه برای مخاطب تشریح می شود.
پسیانی:مهم دور هم بودن است.

شاید منظور از طرح این سوال عدم انسجام در خود شخصیت است چون در قسمت اول حرف نمی زنید؟
بهرام: شاید جذاب باشد که کاراکتر در قسمتی که می خواهد به مخاطب معرفی شود شاخصه ای چون سکوت باب آشنایی مخاطب با آن شخصیت باشد.

آدمی که اینقدر در سکوت است چرا یکدفعه از این رو به آن رو می شود و در واقع واکنش اولیه شما در سکوت است ...
پسیانی: اولش که جا برای کار کردن نداشت.

واکنش دوم پس از مرگ بچه است که در قالب افسردگی و شوکه شدن به مخاطب بیان می شود و مرحله سوم عصبی بودن و خود این سه پارگی، یکدستی نقش را زیر سوال می برد و در واقع تو یک سال این همه تحول یک ذره عجیب است؟
بهرام: این آدم متحول نشده است بلکه از همان ابتدای روایت وجهی از وی به مخاطب ارایه می شود که در آن با راننده پدرش طرح دزدی از مغازه حاجی کارخانه را کشیده و از اساس موجودی شیطان بوده، دختر مظلوم خانه نبوده که در کنار نامادری اش ظرف بشورد و آدم کثیفی نیست که حالا اکتیو بشود؛ بارها در دیالوگ هایش اشاره کرد که وقتی با پدرم صحبت کردم فهمیدم چقدر در عالم بچگی سیر می کنم و در واقع برخوردی که پدر با وی دارد برایش شبیه یک سیلی است و بعد از این جریان به این فکر می کند که مشکلم چه بود و چرا اینقدر به یک مساله ای بی جهت پیله کرده بودم. بعد سر خاک مادرش می رود و تازه توبه می کند؛ یعنی در واقع اصطلاح توبه یعنی ابتدای یک تحول ناگهانی و علتش این است که کسی نمی گوید من آرام آرام عوض می شوم بلکه می گوید من توبه می کنم؛ تلنگر سریال نیز این است که چرا توبه می کنیم برای اینکه باید ناگهان متحول بشوی و با خدا که نمی توانی چانه بزنی ، عوض می شوی یا نمی شوی.
پسیانی: این سوال ها باید از آقای نعمت الله پرسیده شود چون مربوط به نویسنده است تا بازیگر، اما چیزی که شما می گویید همیشه هنر بیانگر یک قاعده نیست بلکه برخی از مواقع استثناها بیان می شوند و بیان استثناها نیز عدم باور پذیری نمی آورد.

آقای پسیانی فکر کنم منظور همکارم این باشد که چرا منطق روان شناختی پشت تحول قهرمان های مجموعه های تلویزیون وجود ندارد ...
پسیانی: برای همین قید الزاما را به کار بردم.

در مورد تحول خانم بهرام در مجموعه، سیر حوادثی چون مرگ پدر و تحول از درون به این امر باورپذیری می دهد.
بهرام: برای این از اصطلاح سیلی استفاده کردم و شاید این مقدمه چینی که این آدم در سکوت روزگارش را می گذراند به همین دلیل است زیرا آدم هرچه بیشتر در سکوت باشد به نوعی نمایانگر فکر کردن و هرچه بیشتر حرف بزند بیانگر کمتر فکر کردن اوست و از ابتدا منیژه ای را می بینیم که با خود درگیر است ، منیژه مدعی نمی بینیم که بگوید خوب کاری کردم که مغازه پدرم را زدم و ناگهان متحول شود، بلکه از اولین پلانی که این آدم را می بینیم در فکر است و با خودش می گوید که چه کار کردم و در واقع از همان ابتدا این تحول نشان داده می شود و به هیچ وجه نمی توان آن را ناگهانی دانست.

شخصیت عادل هم پس از اتفاقاتی که می افتد منطقی می شود ...
بهرام: توجه شما را به پدیده ریتم در این مجموعه جلب می کنم چون ما مدام در مجموعه هایمان در توضیح اتفاقات از ریتم های کند استفاده می کنیم و همه اتفاقات زمانی را بیان می کنیم اما در "زیرهشت" ما از یک سال پریدیم و نیازی هم به نمایش خلوت منیژه در این یکسال نبود و من متاسفم برای آنهایی که نمی توانند در یک سال متحول شوند ...
پسیانی: احتمالا وقت نداشته اند.
بهرام: برای من اتفاق افتاده که تلنگرهایی در زندگی به خودم بزنم و مسیر جدیدی را پی بگیرم و در یکسال پانته آی دیگری شوم.

ما ندیدیم از شما که نقش منفی بازی کرده باشید اما برخی مخاطبان نسبت به منیژه واکنش های مثبتی را نداشتند و می گفتند که چه دختر پرادعایی،باعث بدبختی عطا شده و از همه طلبکار است ...
مقدم: باعث بدبختی عطا خودش است و اشتباه منیژه نقشی در این بدبختی ندارد بلکه عطا خودش با سرقت مغازه توسط سلاح سرد موجبات بدبختی را فراهم می آورد.

ولی شما نمی توانید منیژه را تطهیر کنید؟
مقدم: قصد تطهیر منیژه را ندارم .

در مجموعه خیلی بر مظلومیت عطا تاکید می شود؟
مقدم: مگه عطا مظلوم است؟

همه با عطا همذات پنداری می کنند ولی یک جایی با منیژه همراه می شوند؟
مقدم: عطا گناهی ندارد بلکه گرفتار یک عشق ناپخته بی حساب می شود و خطای عطا در زندگیش همین سرقت بود، در بازجویی هم بر نداشتن سابقه او تاکید می شود. در واقع عطا آدمی است که وارد یک جریانی شده که می توانسته نشود و به همین خاطر جرم و گناهش سرقت چهار انگشتر است و نمی شود برای این خطا، عطا را یک مجرم فرض کرد.

در میان مردم و جمع های دوستانه که می نشینیم همه به نوعی از منیژه دلخور هستند و نقد دارند
بهرام: انتظار دارند چه کار کند؟ خودش را شرحه شرحه کند یا خنجر بزند به قلبش یا خودش را دار بزند؟
مقدم : باید چه کار می کرد، برای حفظ کیان خانواده....

به عطا حق می داد
بهرام: حق می دهد اونجا که به عطا می گوید من و تو گذشته ای داشتیم که در آن اشتباهاتی را مرتکب شدیم و اگر تو انگشت هایت را از دست دادی من پدر و فرزندم را از دست دادم.بنابراین من و تو بدهی به همدیگر نداریم.

خیلی فرق می کند یک جایی منیژه است که ...
مقدم: این بالا و پایین می شود، حالا شما اگر منصفانه نگاه کنی می بینی که منیژه در ادامه قصه یک بازی ظریف زنانه را برای بازگرداندن عادل به اثبات عشقش و بی گناهی خودش در مرگ نرگس اجرا می کند و به نتیجه می رسد و عادل را به زندگی بر می گرداند و به او می فهماند که انتقام چرک است . برای جاافتادن بهتر این بحث اتفاقی که دیشب برای خودم افتاد نقل می کنم که پس از پخش سریال دوستی زنگ زد و گفت من درباره سیروس مقدم بیست سال اشتباه فکر می کردم و زنگ زدم همین را بگویم.

فکر می کنید مجموعه رویش تاثیر گذاشته یا کارگردانی شما؟
مقدم: هر دویش و این مساله نشانه درک و شعور ان آدم است.

در نظرسنجی جدید "زیرهشت" از "فاصله ها" جلو زده اما باز یک نظرسنجی انجام شده که "فاصله ها" را جلوتر نشان می دهد ...
بهرام: خود این جریان را نمی فهمم چون اون مجموعه از ما زودتر پخش شد

بخشی از مردم به دلیل تلخ بودن و فضای غمگین سریال آن را دنبال نمی کنند و خیلی ها هم این مجموعه را متهم به سیاه نمایی می کنند اما درست از زمان مرگ کودک، مخاطب اقبال بیشتری به مجموعه نشان می دهد که خود تناقضی است؟
مقدم: تناقض است و یک مثالی بزنم وقتی بادام تلخی به شما می دهم و شما به جای پس زدن و تف کردن با اشتها آن را می خوری یعنی اینکه تلخی بادام اذیتت نکرده بلکه تو فکر می کردی که آن تلخ و گزنده است.
سریال زیرهشت تصویر حقیقت است و حادثه های موجود در مجموعه یک دهم عمق حوادث جامعه را هم ندارد و ما نباید و نمی توانیم از واقعیت فرار کنیم.
بهرام: عبارتی که به آن اعتراض دارم سیاه نمایی است و با به کار بردن آن، این حس به آدم دست می دهد که همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم و یک عده می آیند و تاکید می کنند نه تو بدبختی و همان واژه نوآری که اشاره کردم به معنای سیاه است و یک ژانر محسوب می شود، چیزی نیست که ما در زیر هشت ابداعش کرده باشیم این در جهان سالهاست که وجود دارد.
پسیانی: این که می گویند سیاه نمایی یک داستان دیگر دارد، منظور ژانر نوآر نیست چون آن تلخی شیرین است یعنی تو از طعم تلخ فیلم فرانسوی لذت می بری.

من فکر می کنم که بازی پانته آ بهرام و امیر جعفری در "پستچی سه بار در نمی زند" دلیلی بوده برای انتخاب در "زیر هشت" ولی می خواهم بدانم حضور بازیگران شاخص در یک فیلم یا سریال تا چه میزان بر انتخاب های تو تاثیرگذار است؟
بهرام: بعد از متن، گروه بازیگری برای من اهمیت دارد چرا که اعتقاد دارم حتی اگر کارگردان ضعیفی پشت یک کار باشد با متن و بازیگران شاخص اثر آبرومندی خواهد شد.

پارتنر شما در "زیر هشت" آرش مجیدی است که مخاطب آشنایی چندانی با او ندارد ، آیا رودررویی با او برای شما ریسک نبود؟
بهرام:من قسمت هایی از "وخداوند عشق را آفرید" را دیده بودم که در آن آرش مجیدی با مهتاب نصیرپور هم بازی بودم و همان موقع هم می پرسیدم که این آقا کیست چون داشت کارش را درست و خوب انجام می داد. تجربه ذهنی که از آرش مجیدی داشتم و تلاشی که برای درآوردن نقش به کار می برد این اطمینان را به وجود آورد.

از برآیند کار راضی بودید؟
بهرام: از همه آنچه اتفاق افتاده احساس غرور می کنم.

آیا می توان بین ویژگی های منیژه و سابقه تئاتری شما ارتباطی برقرار کرد و دلیل انتخاب آقای مقدم را پیشینه تئاتری شما دانست؟
بهرام: من نمی توانم جواب بدهم این سوال را باید پانزده سال پیش از من می پرسیدی چون الان به همان میزان که سابقه تئاتر دارم به همان میزان سابقه تصویر هم دارم

اما سابقه تلویزیونی شما کمتر است و بعد از مسافر ده سال طول کشید تا در تلویزیون حضور یابید؟
بهرام: البته وکیل را هم کار کردم

منظور این است که مدیوم ها فرقی در اجرای شما به وجود می آورند؟
بهرام: بحث اینکه من بیام تفاوت مدیوم ها را توضیح بدهم کار سختی است و زمان زیادی می برد
پسیانی: اما بعضی این تفاوت ها را در سه ثانیه توضیح می دهند عالی!
بهرام: حرف کلی که در این باره همیشه می توانیم بزنیم این است که خاستگاه تئاتری تو را وادار می کند تا هنرمند بهتری بشوی چون وادارت می کند بیشتر بر روی بدنت، بیانت، حست و توانت کار کنی و به جای اینکه برای یک لنز بازی کنی ، بتوانی برای هفتصد تا لنز بازی کنی چون هفت صد تا لنز روبرویت نشستند و دارند از نزدیک می بیننت و ممکن است سیصد لنز همزمان روی تو مکث داشته باشند. البته برخی بازیگران تک مدیومی هستند و در قالب مدیوم های دیگر به توفیقی نمی رسند و این هم بحثی زیربنایی است که باید با حضور استادان در یک جلسه ای بررسی شود.

در یک جمله منیژه را برای ما تحلیل کنید که اصلا این شخصیت را چگونه می بینید و به نظرتان سیاه است یا سپید؟
بهرام: اگر می توانستم منیژه را در یک خط تعریف کنم اصلا بازیش نمی کردم چون نقشی که بشود تو یک خط تعریف کرد بهتر است آدم اصلا
بازی نکند.

در جایی گفته بودید که این نقش را به دلیل پیچیدگیش قبول کردید؟ شما به عنوان مخاطب منیژه را محق در انجام برخی رفتارها می بینید؟
بهرام: نمی دانم شاید کندذهنی دارم که منظور سوال را نمی فهمم یعنی چه موجه است؟

منیژه باعث بدبختی عطا شده است؟
بهرام: اگراینجوری به جریان ها بنگریم می دانی چند میلیون آدم بد خواهیم داشت؟
پسیانی: اصلا منظور این سوال ها را نمی فهمم و ازاین سوال ها به کجا می رسید یعنی چه مگرخانم بهرام در نقش معلم اخلاق است

شما چه نگاهی به نقش دارید؟
پسیانی: فقط از این جنبه می نگرم که مثلا ای کاش اینجا را یکجور دیگری ایفا می کردم . سوال شما مربوط به متن است

یعنی عملکرد آن پرسوناژ برای شما اهمیت ندارد بلکه عملکرد شما اهمیت دارد؟
پسیانی: خوب اگر این جوری نبود که هیچ بازیگری در نقش منفی ظاهر نمی شد و باید به جای آنها نقطه چین می گذاشتیم.

اتفاقا شما نقش های منفی را خیلی خوب بازی می کنید
پسیانی: عالی بازی می کنم

بویژه در "آب و آتش" فوق العاده ظاهر شدید
بهرام: اون نقش هایی را که آقای پسیانی بد بودند می شود نام ببرید

نه من نقش منفی ها را می گویم
پسیانی: می دانی من چرا نقش منفی ها را خوب بازی می کنم برای اینکه مثبت بازیشان می کنم و این ضد سوالی است که شما می پرسید یعنی نمی آیم قضاوت کنم که این آدم از لحاظ اجتماعی در یک جایگاه سیاه قرار دارد
بهرام: شاید به همین علت است که آقای پسیانی الان به من کمک کردند و شاید به همین دلیل است که مخاطب فکر می کند که منیژه باید خودش را به مظلومی بزند و حس همدردی تماشاچی را برانگیزاند

شاید دوست دارند که منیژه تصویر عطا نزد عادل را تعدیل کند
بهرام: منیژه گذشته اشتباهی داشته که بابتش مجازات هم شده و دیگر باید تاوان چه چیزی را پس دهد روی سخن شما باید آقای نعمت الله باشد و از او بپرسید که چرا سکانس هایی نوشته نشده تا منیژه از عطا و عادل عذرخواهی کند. منیژه خطایی کرد که هم مجازات شد و هم به توبه رسید.
مقدم: اگر ما منیژه را به همین کارها که شما می گویید وامی داشتیم باز به یک نحو دیگری سوال را مطرح می کردید

کار ما پرسیدن است و شما هر کاری که بکنید ما سوال خواهیم پرسید
بهرام: باز ذهن شما را می برم به سمت ریتم حیرت انگیز سریال و اینکه چرا هر موقع دوربین به خانه عیوضی می رسد یکی پشت در است

این مساله را نقد کردند آقای مقدم
بهرام: به نظر من این فوق العاده است

نقدی مطرح است نسبت روایت متسلسل حادثه ها که فرصت تامل را از مخاطب می گیرد جوابی برای این نقد دارید؟
مقدم: دنیا به سمت ریتم رفته است و ما عقب ماندیم و اگر ریتم زیر هشت پس زده می شود به این خاطر است که عادت کردیم، عادت دادیم و عادتمان دادند به اینکه در اسلوموشن همه چی روایت شود اما الان محال است که با شبکه های جهانی رقابت کنیم چون جذابیت های آنها را که نداریم، در متن تصویری آثارمان هم نمی توانیم روابط و پوشش های آنها را نشان دهیم و حتی مجاز به نمایش تخت دونفره هم نیستیم البته الان راهش را بلد شدیم.الان حتی در همان مولفه های محدودی هم که برای ایجاد جذابیت در اختیارمان است انتقاد وارد می شود و ما در این شرایط خیلی کار سختی بود که خجسته را به عنو ان یک زن چادری قهرمان "رستگاران" قرار دهیم و جومونگ را با هشتاد درصد پایین بکشیم. در واقع یا باید با ریتم ایجاد جذابیت کنیم یا از بازیگرانی استفاده کنیم که در هر سکانس یک شگفتی بیافرینند.

ریتم آثارتان خیلی پراتفاق است
مقدم: اگر این کار را هم نکنیم پس چگونه مخاطب را جذب کنیم آن وقت به ما می گویند در سریال آب بستی
بهرام: واقعیت این است که اگر آدم نخواهد یک حرکت هنری را دارای تغییر کند که نمی تواند تحول ایجاد کند، و شما خواهید دید که آدم های بسیاری در آینده ای نزدیک به این ریتم خواهند پرداخت تا یک عادت زدایی از مخاطب صورت دهند و این خیلی خوب است که این بار آقای مقدم جریان سازی را در دستور کار قرار داده و من مطمئن هستم که این شروع یک جریان خواهد بود.

آقای تفتی در مصاحبه ای گفتید که منصور نقطه ثقل در زیرهشت است این نقطه ثقل یعنی چه؟
تفتی: منصور تنها کاراکتری است که با نقش های مثبت و منفی مجموعه رویارویی های چالشی بسیاری دارد و از همین رو نقطه ثقلی در روایت به شمار می رود. کاراکترمنصور پراکنده است و دایره فعالیتش وسیع تر از این است که تنها محدود به چند نفر شود و بر همین مبنا حوزه ارتباط وسیعی با کاراکترهای مجموعه دارد.

حوادث ناخواسته در مسیر زندگی منصور بسیار زیاد است ...
تفتی: ناخواسته نیست بلکه اتفاقات، آستانه تحمل وی را به حدی می رساند که به اقداماتی تعجیلی روی می آورد و تنها پس از بروز حادثه است که متوجه وخامت اوضاع می شود.

سیر حوادث اتفاق افتاده برای منصور به غیر واقعی بودن پهلو می زند شما این جریان را چگونه تحلیل می کنید؟
تفتی: بخشی بر مبنای وجوه دراماتیزه و تراژیک اثر شکل گرفته و ضامن پیشبرد درام اثر است و نویسنده صلاح دانسته تا منصور را در شرایط انتخاب میان خوبی و بدی قرار دهد اما استنباط من این است که وجه تراژیک کاراکتر منصور با این سیر تسلسلی حوادث معنا یافته است تا به جایی برسد که خود انتخابگر باشد و بیندیشد که مسیر اشتباهی که در پیش گرفته ادامه دهد یا توبه کند.
مقدم: جنس دیالوگ نویسی زیر هشت اگر منجر شود به آنکه مخاطب نفهمد، کارکتر از لحاظ لغوی و مفهومی چه می گوید غلط است اما این اتفاق نیفتاده و مخاطب با این نحوه بیان ادابته شده به این علت که جنس پردازش کاملا محاوره ای است . در واقع زیرهشت در فضایی اکسپرسیونیستی به تحلیل مناسبات طبقات پایین شهر می پردازد و باید توجه کرد که سعید نعمت الله نویسنده ای است که فیلمنامه هایش همواره روان و گوش نواز بوده است البته اگر توسط بازیگران به درستی بیان شوند .
پسیانی: من خودم دیالوگ ها را به نفع کاراکتری که ایفا می کنم مصادره می کنم اما متوجه شدم که سعید نعمت الله بار حسی جملات را با انتخاب نوع کلمات، فعل و فاعل و قید چنان ایجاد می کند که به هم ریختنش به نفع من نیست و به همین علت تغییرات کوچکی را در آن ایجاد کردم. سعید نعمت الله بار حسی مناسبی را با انتخاب دقیق کلمات بر ای بازیگر به وجود می آورد.
مقدم: عطا به شدت درونگرا است و جنس خواستگاری کردنش تین ایجری نیست بلکه مدل مردانه از جنس خودش است
تفتی: منصور یکی از مثبت ترین شخصیت های زیرهشت است و شرایط تحمیلی منجر به نمود منفی وی شده است و در واقع روایت تصویری زیرهشت تقابل عطا و منصور به عنوان ضدقهرمان هاست. منصور کارخانه با نشانه ها زندگی می کند و نوع گریمش یک پختگی به وی می دهد که همان علایق بچگی اش را به مخاطب نشان می دهد و همین است که منصور، عقده تصاحب همه چیز را دارد و تمامیت خواه است. در واقع منصور کارخانه جزیره ای جداافتاده در میان کاراکترهای "زیر هشت" است.